فؤاد افرام البستانى ( مترجم : مهيار )
283
فرهنگ ابجدى ( عربى - فارسي ) ( ترجمهء المنجد الأبجدى )
راهنمايى مردم قرار گيرد . ثَوَّرَ - تَثْوِيراً [ ثور ] هُ : او را وادار به شورش كرد ، - الاْءمرَ : در آن امر بحث و بررسى كرد ، - الكتابَ : در معانى آن كتاب بحث و تحقيق كرد . الثَّوْر - ج ثِيران و أَثْوَار و ثِيَار و ثِيَرَة و ثِوَرَة ( ح ) : گاو نَر ، - ( فك ) : بُرجى است در آسمان ؛ « ثَوْرُ الشفَقِ » : سُرخى و نمايان شدنِ شَفَق است . الثَّوَرَان - [ ثور ] : مص ؛ « ثَوَرانُ الشَّفَقِ » : سرخى و پخش و نمايان شدن شفق است . الثَّوْرَة - مؤنّث ( الثَّور ) است ، برانگيخته شدن ، هيجان ، بدست گرفتن اسلحه بر عليه دولت ؛ بدست گرفتن اسلحه بر ضد ظلم و ستم ؛ « الثَّورة الأَهليّة » : جنگ داخلى . الثَّوْرَوِيّ - انقلابي ، مترادف ( الثّوريّ ) است . الثَّوْريّ - انقلابى ، شورش كننده ، متمرّد ، ياغى . الثَّوْل - [ ثول ] : گروه زنبوران ، اين واژه مفرد ندارد . الثُّوم - ( ن ) : سير كه براى خوشبو كردن غذا بويژه گوشت از آن استفاده مىشود . الثُّومَة - ( ن ) : يك دانه سير . ثُوِيَ - دفن شد . الثَّوِيّ - ج أَثْوِيَاء [ ثوي ] : اسير ، ميهمان ، ميهمان سرا . الثَّوِيَّة - مؤنّث ( الثَّويّ ) است ، زن ، آغُل گوسفند و گاو و شتر ، سنگى كه در چراگاه قرار دهند تا نشانهاى براى چوپان به هنگام بازگشت گوسفندان در شب باشد . الثِّيَابِيّ - [ ثوب ] : نگه دارندهى جامهها . الثَّيِّب - [ ثيب ] : مردى كه ازدواج كرده باشد ، - ج ثَيِّبَات : زنى كه ازدواج كرده باشد ؛ « امرأةٌ ثَيِّبٌ » : زنى كه شوهر او مُرده يا از او طلاق گرفته باشد ، زنِ بيوه . الثِّيل - ( ن ) : گياهى است كه بر روى زمين مىرويد و در زبان متداول به آن ( التَّيِّن ) يا ؛ « عرق الانجيل » : گويند ، چمن . الثَّيِّل - [ ثيل ] ( ن ) : مترادف ( الثِّيل ) است .